خاطرات ایام کرونایی
11 شهریور 1400 توسط حسيني پور
بین خواب و بیداری بودم. گوشی همراهم زنگ خورد. جواب که دادم گفت دختر دو ماهه اش بیمار است و تب دارد و راهی بیمارستان است. طبق معمول همیشه میخواست دختر سه ساله اش پیش من بماند و من بدون لحظه ای معطلی پذیرفتم. آخه غربت درد مشترک همه ما بود. البته رابطه من… بیشتر »